محمد جراحی

محمد جراحی نمونه ی عینیت یافته ی ( رنج طبقاتی ) ست

  • 1399-03-30

محمد جراحی

محمد جراحی نمونه ی عینیت یافته ی ( رنج طبقاتی ) ست.

به تنهایی مجموعه ای از درد های طبقه کارگر است . ادمی چقدر می تواند مقاومت داشته باشد ؟ کم مانده است شصت ساله شود . در همه این سال ها ( رنج) را زندگی کرده اما نشده است . او از طبقه ای سراسر رنج به نام طبقه کارگر برخاسته است . زندگی کارگری یعنی فقر . یعنی گرسنگی. یعنی محرومیت. یعنی تهیدستی . یعنی حاشیه نشینی . یعنی بی خانمانی . یعنی تبعیض . یعنی تحت ستم بودن . یعنی نداری. یعنی نه گفتن اجباری به تمایلات و دلبستگی ها. یعنی دور افتادگی …. رفیق جراحی هم مثل همه کارگران این ها را زیسته است . یک عمر زندگی کارگری کرده . اخراج شده. کار عوض کرده حقش را خورده اند اعتراض کرده پیگیر مطالبات خودش و دیگر کارگران بوده . و زمانی که خرداد سال نود به همراه رفیق زنده یاد شاهرخ زمانی برای سومین بار بازداشت می شد نمی دانست باید پنج سال تمام بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بماند داخل زندان بود که غده ی تیروییدش سرطانی شد. با دستبند و پابند رفت زیر تیغ جراحی. وقتی از بیمارستان مرخص شد حتی مرخصی استعلاجی هم ندادند . داخل بند بودیم که از بیرون خبر رسید از بیمارستان به بهداری زندان منتقل شده است. حکم پنج ساله اش که تمام شد از زندان امد بیرون و به دنبال زندگی کارگری رفت. مدتی پیش متوجه بروز نوعی بیماری در او شدیم . به شدت لاغر شده بود. به زور می توانست کار کند . صورت و سفیدی چشمانش به رنگ زرد و قهوه ای درامده بود. بستری شد و دکترش گفت یک غده ی دیگر این بار در شکمش جا خوش کرده است. منتظریم محمد جراحی شود . مطمئنم این بار هم شاخ این غده را می شکند . جراحی ایستاده است . او ( مقاومت زندگی است) را به صورت کاملا عینی و عملی زندگی می کند . چندی پیش یکی از رفقا که بسیار دغدغه مند است سر موضوعی باعصبانیت گفت: ( اگر ما هوای هم را نداشته باشیم چه کسی هوای مارا خواهد داشت ؟مگر چند نفرییم ؟ چه کسی قرار است به دادمان برسد ؟ باید یاد بگیریم همیشه کنار هم باشیم .) این بار هم رفقای جراحی امده بودند کنارش باشند و تنهایش نگذارند . این که کار و زندگی کارگری ات را ترک کنی و برای دیدن رفیقت که روی تخت بیمارستان است ساعت ها در راه باشی تا به تبریز برسی چقدر حال ادم را خوب می کند . چه قدر ستودنی است که رفقای ما اینگونه اند شیف و شریف و شریف کاک عثمان اسماعیلی . جعفر عظیم زاده . خانواده شاهرخ زمانی و تعدادی از رفقا و فعالان کارگری در این چند روز از رفیق عزیزمان محمد جراحی عیادت کرده اند و ان را تنها نگذاشته اند .
(امیر من از شما تشکر میکنم برای زحمت هایی که کشیده ای و این زندگی نامه اقای جراحی را نوشته ای و مارا شرمنده کردی که اسم من و بقیه رفقا را نام برده ای من به جز وظیفه هیچ کاری برای اقای جراحی نکردم من هم به نوبت خودم لازم می دانستم این پست را در اختیار طبقه کارگر بگذارم . من با اقای جراحی و بقیه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی درد مشترک داریم . با هم اعتراض میکنیم به نظام های سرمای داری با هم اعدام یا زندانیمان می کنند . من به روبه تشکل های کارگری و اجتماعی و سیاسی تقاضا دارم هر چند ممکن است هر تشکل کارکری یا زندانیان سیاسی ویا فعالین مدنی و اجتماعی یک چیز طبیعی است شاید زاویه سیاسی و فکریمان فرق بکند مهم ان است ما بدون هیچ فرقو جدایی به تمام توازن قوا پشتیبانی کنیم . زنده باد اتحاد و همبستگی طبقه کارگر .) 96/3/28
عثمان اسماعیلی
امیر چمنی
به یاد کارگر رزمنده #محمد_جراحی

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق برای اتحادیه آزاد کارگران ایران محفوظ است.استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

زبانهای دیگر-Other languages