فرهاد

ما وارثان یک قرن سکوت✍(سعید رضایی)برای فرهاد شیخی….

🔴ما وارثان یک قرن سکوت

✍(سعید رضایی)

برای فرهاد شیخی.

بارها با یکدیگر جدل کردیم و هربار از هم دورتر می شدیم تا آنکه باهم به زندان رفتیم.رفاقتمان مستحکم شد و آتش مجادله ها خاموش شد.
گویی مادامی که به اسارت می روی محکومی به رفاقت و صداقت.
فرهاد جان تو در مسیر عدالت و آزادی گام برداشته ای و زنجیرها را به دستان تو گره زده اند که راه تو را به بیراهه برند و تورا به سکوت و سکون وادارند.همان سکوتی که ما وارث آنیم که حالا برای طلب حداقل حقوق خویش و خویشتن به مسلخ می برند همگان را.
اینجا پر است از قلم های نم کشیده ای که نمیخواهند جوهری برای آزادی تو خرج کنند.
هنوز دستان من و تو کنار حلقه دستبند خوابیده اند و هنوز پاهای خسته من و تو در گوشه زندان راه می روند.هنوز از ارغوان ها خون می‌ چکد و ناله ی مرگ زمستان به گوش می رسد.
هنوز انار(مادرت) به انتظار بوییدن و بوسیدنت ایستاده است که دوباره به خانه بازگردی و تمام قصه ی پر غصه ی دلتنگی هایت را به بادها بسپاری.
نه. تو تنها قدم نخواهی زد
@ettehad

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *