۸ بهمن, ۱۴۰۰

بایگانی برچسب ها: شعر

✍️بکتاش آپتین،ما اهالی رنج بودیم و در کارخانه

ما اهالی رنج بودیم و در کارخانه با پیراهن‌هایی پرشور عرق می‌ریختیم ما نقاط مشترک فراوانی داشتیم و فقر در سفره‌های باریک‌مان پهن بود اما راز بین اعداد و کلمات را می‌شناختیم پس جدایمان کردند تعدادی از ما در انفرادی و تعدادی دیگر نیز در انفرادی بودیم اما همچنان نقاط مشترک فراوانی داشتیم و هر […]

✍️عزیز نسین» یک روز اگر گیاه شوم چمنی در سبزه‌زاری باشم….

یک روز اگر گیاه شوم چمنی در سبزه‌زاری باشم ای کاش، نه این‌که شوکران یک روز اگر مسیری در زیر پاها باشم ای کاش ماشین عروس از من عبور کند نه این‌که زنجیر فولادین تانک‌ها و کودکان ای کاش روی من بدوند نه سربازانی که فرار می‌کنند یا آن‌که در تعقیب دیگران‌اند یک روز اگر […]

در پيراهن من تن‌های بسياری ست كه هر روز در خيابان‌های شما

…. در پيراهن من تن‌های بسياری ست كه هر روز در خيابان‌های شما تكرار می‌شود . هفت خطم ، نستعليقم ، ثلثم ، شكسته‌ام؛ من انحنای كمر تمامی شما هستم ! و خط ديگر آن اتوبوس كه هر روز از جاده‌ای می‌گذرد منم ! …. نه ! بايد نقش دهانی را بازی كنم كه از […]

شعر بکتاش آپتین برای اعدام نوید افکاری

این شعر را بکتاش ابتین روز اعدام نوید افکاری نوشت : زندگی‌ام چون خواب پروانه کوتاه بود، پرپر میزدم و هلهله میکردم، و آزادی مرا بە نام کوچکام صدا میزد، از زیر چشم ‌بند شبیه هم بودند، مزدوران موظف و پایەی دار، پاهای من اما آزاد و رها با مرگ میرقصیدند.  

این شعر را به خاطر بسپاریم تا بتوانیم جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا کنیم…

این شعر را به خاطر بسپاریم تا بتوانیم جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا کنیم… انسان دشواری وظیفه است

شعر: احمد شاملو اجرا: ناصر رزازی

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست از لذتی جان‌گرفته‌ام که از آنِ من نیست به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست. _______________ برگردان به کوردی: ناصر حسامی […]
عنوان ۱ از ۲۱۲ »

ویدیو شاخص

دسته ها

بایگانی شمسی

کتاب