۵ آذر, ۱۴۰۱

🔹از گورخوابی تا اتوبوس خوابی

🔹از گورخوابی تا اتوبوس خوابی

✍️فخرالدین احمدی سوادکوهی

🔹از گورخوابی تا اتوبوس خوابی

همه ی ما از درد جامعه با خبریم. مصیبت را می دانیم. زخم را می شناسیم. به اندازه ی کافی شنیده ایم. هر کجای این سرزمین بروی همه می نالند. فحش می دهند به اول و آخر زندگی و حکومت. مردم دیگر فهمیده اند فقر تقدیر نیست و فقر نگه داشته شدند. کارت به استخوان رسیده است.
از بس گفتیم کف کردیم. از بس سکوت کردیم گلو درد گرفتیم. آنها آنقدر بی تفاوت بارآمدند چاق و چله و مفت خور شدند. یکی چندصد میلیون حقوق می گیرد و هزاران نفر زیر خط فقر به چشم نمی آیند.
وحشتناک تر از این هست که در سرزمینی مردمانش در خیابان بخوابند؟! مدعی کدام پیشرفت هستند؟ امروز بحران بزرگی به نام مسکن و عدم نظارت و رسیدگی مسئولین مربوطه و کک کسی نگزیدن، خیلی ها به خیابان ها پناه برده اند. به خیابان رفته اند چون جایی ندارند. دستشان به هیچ جا بند نیست.
بحران از کارتن خوابی شروع شد. تا اسم کارتن خواب ها می آمد مدعی بودند جمعی معتاد هستند. خوب همین معتادها نباید ساماندهی شده و توسط دولت پاکسازی بشوند؟ انسان نیستند؟ عضوی از این جامعه نیستند؟ چه دست های پشت پرده معتادشان کرد؟ بعد رفت رفته بیشتر بی پناهان به کارتن خوابی روی آوردند و برای خوابیدن روی کارتن در پیاده رو باید اجاره می دادند. این بطریقی بخشی از فرهنگ ایران شد. یک تومور سرطانی که باعث بروز بیماری های دیگری در جامعه شد. هیچ راهکار اساسی و اصولی برای این معضل پیدا نکردند.
در مرحله ی دیگر بی خانمان ها کشیده شدند به قبرستان و توی قبرهای آماده خوابیدند و پدیده ای نابهنجار به نام گورخوابی در جامعه بوجود آمد.
. . . و ماجرای اتوبوس خوابی این روزها
بی خانمان ها و آنهایی که از ناداری در سوز سرما آواره ی خیابان شده اند، به اتوبوس های درون شهری پناه برده اند . برای هر شب مبلغی به راننده می پردازند.
این هم از پایتخت یک کشور. در این معضل اتوبوس خوابی متاسفانه کودک هم هست. کودکانی که حق زندگی دارند. حق استراحت دارند. چه جنایتی بزرگتر از این که حکومت مردمان خودش را به بی رحمانه ترین شکل رها کند؟!
بعد از افشای ماجرای اتوبوس خوابی و پوشش خبری ، هیچ مقامی دهان باز نکرد تا قصه ای ببافد جز حضرت چمران عضو شورای شهر تهران که مدعی شده کسی توی اتوبوس خوابشان برد کاری نمی توان کرد! اصلا کاری هست که بکنید ؟ اصلا برایتان وضعیت زندگی مردم مهم است!
در این شرایط شهردار تهران پیشنهاد می دهد محصل ها را ببریم بهشت زهرا گردی! دنیا بچه ها را تربیت می کند برای هوش مصنوعی و فضا نوردی و حضرت شهردار می گوید ببریم قبرستان گردی. نماینده بابل درست وسط جلسه روی میز نماز می خواند و یک متر آن طرف تر هم نمی رود تا جلوی دوربین نباشد. این ها مسئولین و دلسوزان کشورند؟!
فرزند و فک و فامیل مسولین لشگری و کشوری تو آمریکا و اروپا عشق و حال و تحصیل می کنند و برای مردم همه چیز حرام است و سرنوشت آنها توسط خداوند متعال رقم خورده و باید بپذیرند حقیر و فقیر و بدبخت زندگی کنند.
از این همه خرفت بودن و حماقت خسته نشده اند؟! اینقدر مردم را احمق فرض کردن حال خودشان بهم نمی خورد؟!
جامعه به چه سمت و سویی کشیده می شود؟! همه می دانیم چه خبر است. همه از حال و روز هم با خبریم. ولی چاره چیست؟!

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + شش =

ویدیو شاخص

دسته ها

بایگانی شمسی